تبليغاتX
چهار بهار و یک پائیز
نوشته‌های من در باره‌ی چهارقلوهایم

 

سلام به مادران عزیز و گرامی

==============

من حمید رضا هستم

وبا مطالعه در نظرات شما عزیزان

جواب درستی پیدا نکردم

البته یه مامان باهوش این جواب رو داده

که اون رو خودم معرفی میکنم

آفرین به این مامان

جوابشو تا ۳ روز دیگه خودم به شما میگم چون مامان این روزها تنبل شده

مرده و قولش

==========================================

 

خوشبختی و بدبختی

لحظا ت خوب خوشبختی و بد بدبختی


را در ذهن خودم کنکاش ميکنم


و چه بهتر زماني که ذهن فقط لحظات خوب خوشبختي


را کنکاش کند

پس در آن هنگام است


که خود را خوشبخت خواهم يافت

مادر

نمی دانم شما گاهی به مادری که با تمام وجودش بچه ی نازنینش را در آغوش میگیرد

و از شیره ی جانش او را سیراب میکند دیده اید

نمیدانم ولی این لحظه بسیار شیرین است هم برای مادر و هم کودک نازنینش

کودک در آن لحظه خود را در آرامش کامل و جایی امن حس میکند

صدای ضربان قلب مادر را با تمام وجودش حس میکند و به مادرش نزدیکتر میشود

من حسادت نمیکنم ولی عاشق این لحظه ی شیرین بودم ولی هیچ گاه

آن را تجربه نکرده ام


معما

شما فکر میکنید من با وجود دو دست و 4 فرزند که همزمان گرسنه و گریه می کردندچگونه

به فرزندانم شیر می دادم. زمانی که شوهرم هم بیرون از منزل مشغول کار بوده است

جواب معما را خودم ۱۰ روز دیگر میگویم

ولی شما چه فکر میکنید

+ نوشته شده در  ساعت 1:17  توسط ستاره  |